تبليغاتX
اوهام - شاید

ما رسیدیم و کمی به هم نگاه کردیم

شاید خیلی بیشتر از کمی

سپس ابرها آمدند، نمی دانم

من نبودم یا، تو رفته بودی

وبه همین سادگی

داستان ما تمام شد.

شاید خیلی بیشتر از ساده

 و من منتظر طلوع آفتاب ماندم

عجب انتظار سختی بود

شاید خیلی بیشتر از سخت

شاید هم خیلی بیشتر از انتظار...

 

+ نوشته شده در سه شنبه 27 آذر1386ساعت 23:29 توسط بوهام |