این روزهای من...
باید تمام تو را زندگی کنم هر لحظه شاید که تمام نشوم در تو، در خودم، در تمامی چیزهایی که تمام می شوند. جمعه-9-11-88 امروز تمامی اضطراب شدم تمامی دلهره و در خود تمام شدم چند روز که نباشم بهتر است شاید این حالت در من و تو تمام شود شنبه-10-11-88 نه دلهره بود و نه ترس فرار بود، از حالتی فراتر از انتظار آمیخته ای از نیاز به با هم بودن و نبودن بودن و تنها بودن و نبودن و هیچ شنبه-10-11-88 آری، من بی حوصله ام مرهم که نیستی، لا اقل بی حوصلگیم را تف نکن به صورتم. پنج شنبه-15-11-88من که اعتراف کرده بودمکه این روزها در قالب خودم نمی گنجمبی تابی و لج باز، خودخواهی می کنی گاهیو من ِ این روزها کم حوصله را کاملا بی حوصله می کنی...جمعه 16-11-88....تا چهار شنبه...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 11:59 توسط بوهام
|